۶۹۲ – پ

روزانه نظر

بلادرنگ نه نگفتم.

این بار دو هفته طول کشید.

با این همه فکر کردن قاطعانه هم نگفتم.

چون هنوز مطمئن نیستم که کار درستی کرده باشم.

مهم اینه که آره صد در صد قلبی هم نداشتم که شرط لازم بود.

ولی آخرش چی؟

دکتر فلانی

روزانه نظر

دکتر فلانی کلا هوای ایرانیها رو داره . به من هم خیلی لطف داره.

صبح زود اومد که قبل از بقیه مریضها بتونه ببینه من رو.

منشی کلینیکش هم ازم پول ویزیت نگرفت.

بعد از معاینه دکتر از اتاق رفت بیرون

دوستم رو  هم صدا کرد بره پیشش

فکر کردم یعنی ممکنه چی شده باشه؟

-به من هم بگین من طاقتش رو دارم پام رو قطع کنید اگر یک حق معلولیتی بهم میدن که بدون دردسر بشینم پای اینترنت

از این خبرها نبود.

با یک سری جعبه برگشتند که توی هر کدومش فقط یک دونه قرصه.

نمونه داروهاییه که شرکتهای داروسازی برای کلینکش میارند.

برای اینکه داروخونه هم نرم!

عین آب روی آتیش بود.

تا یکی دو روز دیگه می‌تونم توی اینترنت بدوئم.

فعالیتهای بشردوستانه دکتر فلانی البته محدود به دنیای پزشکی نیست.

مثلا فردا به مناسبت سالگرد انتخابات ۸۸ قصد داره در برنامه‌ای زندانیان سیاسی در ایران رو به عده‌ای از مخاطبان آمریکاییش معرفی کنه و توجهشون رو به وضعیت و سرنوشت اونها جلب کنه.

۶۷۸ – درد بزرگ زیر پای راست

خواب ۲ نظر

از وقتی که رژیم نقرسی را تا حدودی رعایت می‌کنم   مشکل مستقیمی با شست پا ندارم.

ولی هر دو سه هفته یک بار نمی‌توانم پای راستم را زمین بگذارم.

مچ پایم چنان دردی می‌گیرد که ترجیح می‌دهم آن را روی زمین بکشم.

حتی نمی‌توانم لی لی حرکت کنم چون تکان خوردنش در هوا هم درد آورد است.

یکی دو روز اول البته هیچ ورمی ندارد.

هیچ جایی از پا هم وجود ندارد که با لمس آن فریادم به آسمان برود.

درد توی مچ پاست. شاید هم بعد از مچ ولی قبل از انگشتان

کف پا نیست. روی پا هم نیست. توی پاست.

شاید هم پهلوهای پاست. بیشتر پهلوی داخلی.

اصلا یک جایی است از مچ پا تا شست ولی توی پا

انگار به رگی یا چیزی مربوط باشد که ادامه دارد و همه چیزش به هم وصل است.

اوج درد زمانی است که مجبور باشم پایم را تکان بدهم.

اینها معمولا خود به خود پس از چند روز از بین می‌رفت.

ولی الان تقریبا یک هفته است که باز عصایی شدم و نه تنها خوب نشده که پایم ورم کرده شده به اندازه کله‌ام.

توی کفش جا که نمی‌شود هیچ حتی سنگینی نگاه هم روی آن دردآور است چه رسد به لمسش

زمین گذاشتنش درد شدیدی دارد و آویزان نگاه داشتنش بیشتر.

باید طوری نگهش دارم که نه انقدر روی زمین باشد که وزنی رویش باشد نه انقدر از زمین جدا باشد که جاذبه باعث کشیدن و درد آمدنش شود!

خوشبختانه بهترین حالت همین است که در طول شبانه‌روز روی صندلی نشسته باشم.

البته نباید پایم را عمود آویزان کنم بلکه باید به سمت جلو دراز کنم و مایل به زمین برسانم و با ماهیچه پشت ساق پا میزان ارتباطش با زمین را کنترل کنم!

ولی این هم پس از چند ساعت باعث گرفتگی عضله مربوطه می‌شود.

داروخانه بدون نسخه پزشک از آن مسکن‌ها که باید نمی‌دهد!

به چند دلیل هم فعلا نمی‌توانم به پزشک مراجعه کنم.

یکی اینکه در حال حاضر هیچ نوع بیمه‌ای ندارم و یک آزمایش خون ساده تکراری نزدیک یک ماه اجاره اتاقم هزینه دارد چه رسد به معاینه و دارو ….

دیگر اینکه تنهایی نمی‌توانم بروم و مجبورم مزاحم دوستانم بشوم.

از آنجایی هم که تقریبا همیشه پای کامپیوترم هستم و فقط برای رفع حاجت از آن جدا می‌شوم یعنی فقط موقع مشکلات یاد این دوستان میفتم نه مواقعی که برای فعالیتهای خیرخواهانه‌شان نیاز به همکاری بقیه دارند و خب این زیاد جالب نیست هرچند که آنها لطفشان را دریغ نفرمایند.

و بدتر از همه اینکه دستور تکراری پزشکان مبنی بر ممنوعیت نشستن پای کامپیوتر و لزوم کم کردن وزن در صورت تمایل به ادامه زندگانی با تجویز سیانور برای من فرقی ندارد.

این فقط باعث بحث و دلخوریهای بعدش با عزیزانی می‌شود که محبت می‌کنند به انحاء مختلف تلاش کنند مرا به دنیای آفلاین بکشانند.

این رفتار من هم در گوش نکردن به تأکید و سفارشهایی که پزشک به آنها می‌کند و در عین حال دوباره مزاحم شدنم برای مراجعه به دکتر و گرفتن مسکن و…. جنبه توهین‌آمیزی پیدا کرده که به نظر می‌آید دیگر قابل تکرار نباشد مگر اینکه روند صعودی این درد و ورم ترسناک‌تر از این حرفها بشود.

۶۵۹ – یوزرنیم یوزرنیم است

روزانه نظر

تقریبا تمام روزم در پی یافتن علت یک خطای کامپیوتری گذشت.

خواندن ده‌ها صفحه داکیومنت و زیر و رو کردن فرومهای اینترنتی و…. آزمایش پشت آزمایش و دستکاریهای اساسی در سیستم عامل بی‌نتیجه بود.

یک جای کار اشکال داشت و پیدا نمی‌کردم که کجا

گرسنگی فشار آورد و دیگر مغزم نمی‌کشید. ناامیدانه رها کردم به قصد شکم

انقدر همه چیز را آزمایش کرده بودم که خیلی مسخره به ذهنم رسید نکند واقعا منظور از username در فلانجای دستور مورد نظر خود کلمه username بود و مثالی نبود که باید با یوزرنیم خودم در نرم افزار مربوطه جایگزینش می‌کردم.

به خودم بابت همچین فکر مضحکی چپ چپ نگاه کردم و خواستم به آشپزی ادامه دهم که طاقت نیاوردم و دوئیدم به اجرای آزمایش همین حالت مضحک

:|

۶۲۰ – استعفا

روزانه نظر

آنلاینهاش نمی‌تونند درک کنند دیگه به آفلاینها چی دارم بگم آخه

نوشتم «متأسفانه به علت پاره‌ای از مشکلات شخصی…»

ولی کیه که نتونه اعتیاد خانمان‌سوز رو تشخیص بده

حتی اگر معتاد مشابهی در عالم وجود نباشه

حتی اگر نتونه درک کنه که یعنی چی

کور که نیست می‌بینه یعنی چی

ولی نمی‌فهمه یعنی چی

چی، یعنی چی؟

یعنی خبر

خبر!

Designed by NattyWP Wordpress Themes.
Images by desEXign.