حضور آفلاین
در تمام این سالها هیچ وقت در هیچ قرار آفلاینی با هویت «وحید آنلاین» شرکت نکرده بودم و کسی با این اسم مرا ندیده بود. همه گزارشات را ناشناس تهیه میکردم و به عنوان یک شهروند خودم را به شخصیتها میرساندم تا روز انتخابات و… که طلمسش شکست.
عکس و فیلم
در ۱۵ سال اخیر زندگیم ۵ عدد عکس غیر پرسنلی هم از خودم نداشتم. یعنی نخواستم که داشته باشم.
آنقدر نخواستهام که وقتی شنیدم دایی و زندایی از سفر دور ایران برگشته بودند و من را خوابیده یافته بودند و از فرصت استفاده کرده بودند و… همه نگاتیوهایشان قبل از چاپ نور دیده بود.
چند وقت پیش مادر بر تخت بیمارستان گله داشت که هیچ عکس و فیلمی ازت ندارم. اینها را تقدیم کردم.
صدا
روزی رفیقی به قصد ترویج پادکست، صدای وبلاگستان را راه انداخته بود که افتخار داشتن اولین صدای بازی را نصیب من کرده بود. یک ماهی این برنامه به تعویق افتاد چون من هی ضبط میکردم و هی پاک میکردم. وقتی هم که گفتم هرچه باداباد و صدایی را فرستادم، لحظه آخر جلوی انتشارش را گرفتم و از رفیق دیگری خواستم جور مرا بکشد. قرار شد اگر روزی رسید که ۲۴ ساعت آنلاین نبودم آن صدا در اینترنت منتشر شود که البته نشد.
از روزها و شبهای تهران در روزهای منتهی به انتخابات ویدیوهایی داشتم به صورت زنده. در هیچ کدام اما حرف نزدم. وقتی این گزارش را میفرستادم گفتگوهای مردم درقسمت «لایو چت» روی صفحه موبایل نمایان میشد:
-برو طبقه بالا
-برو تو دعوا
-بالا رو نشون بده
- حرف بزن
- اینها چیه داریم میبینیم؟ حرف بزن!
- چرا بهش میگین حرف بزنه. توی ایرانهها!
- چرا سیگار دود میکنند در چشم هم؟
- حرف بزن
…
برای یک وبلاگنویس ماجراجو امکان مصاحبه زیاد پیش میآید. وقتی هم که مجبور میشوی از کشور خارج شوی انواع رسانههای فارسیزبان و غیر آن برای شنیدن انواع حرفها آمادهاند ولی نشکاندم… حتی برای این مستند
تا چند روز دیگر عازم سفری هستم.
ممکن است شرایطی فراهم شود تا در اوقات فراغت آن سفر ویدیوهای زندهای داشته باشم ولی قبل از آن فرصتی پیش آمد که اولین بار صدایم اینطور شنیده نشود.
گپ کوتاهی داشتم با نیکآهنگ در مورد «روزنامهنگاری شهروندی» که میتوانید از رادیو زمانه یا همینجا بشنوید:


آخرین نظرات