۶۹۲ – پ

روزانه نظر

بلادرنگ نه نگفتم.

این بار دو هفته طول کشید.

با این همه فکر کردن قاطعانه هم نگفتم.

چون هنوز مطمئن نیستم که کار درستی کرده باشم.

مهم اینه که آره صد در صد قلبی هم نداشتم که شرط لازم بود.

ولی آخرش چی؟

دکتر فلانی

روزانه نظر

دکتر فلانی کلا هوای ایرانیها رو داره . به من هم خیلی لطف داره.

صبح زود اومد که قبل از بقیه مریضها بتونه ببینه من رو.

منشی کلینیکش هم ازم پول ویزیت نگرفت.

بعد از معاینه دکتر از اتاق رفت بیرون

دوستم رو  هم صدا کرد بره پیشش

فکر کردم یعنی ممکنه چی شده باشه؟

-به من هم بگین من طاقتش رو دارم پام رو قطع کنید اگر یک حق معلولیتی بهم میدن که بدون دردسر بشینم پای اینترنت

از این خبرها نبود.

با یک سری جعبه برگشتند که توی هر کدومش فقط یک دونه قرصه.

نمونه داروهاییه که شرکتهای داروسازی برای کلینکش میارند.

برای اینکه داروخونه هم نرم!

عین آب روی آتیش بود.

تا یکی دو روز دیگه می‌تونم توی اینترنت بدوئم.

فعالیتهای بشردوستانه دکتر فلانی البته محدود به دنیای پزشکی نیست.

مثلا فردا به مناسبت سالگرد انتخابات ۸۸ قصد داره در برنامه‌ای زندانیان سیاسی در ایران رو به عده‌ای از مخاطبان آمریکاییش معرفی کنه و توجهشون رو به وضعیت و سرنوشت اونها جلب کنه.

۶۵۹ – یوزرنیم یوزرنیم است

روزانه نظر

تقریبا تمام روزم در پی یافتن علت یک خطای کامپیوتری گذشت.

خواندن ده‌ها صفحه داکیومنت و زیر و رو کردن فرومهای اینترنتی و…. آزمایش پشت آزمایش و دستکاریهای اساسی در سیستم عامل بی‌نتیجه بود.

یک جای کار اشکال داشت و پیدا نمی‌کردم که کجا

گرسنگی فشار آورد و دیگر مغزم نمی‌کشید. ناامیدانه رها کردم به قصد شکم

انقدر همه چیز را آزمایش کرده بودم که خیلی مسخره به ذهنم رسید نکند واقعا منظور از username در فلانجای دستور مورد نظر خود کلمه username بود و مثالی نبود که باید با یوزرنیم خودم در نرم افزار مربوطه جایگزینش می‌کردم.

به خودم بابت همچین فکر مضحکی چپ چپ نگاه کردم و خواستم به آشپزی ادامه دهم که طاقت نیاوردم و دوئیدم به اجرای آزمایش همین حالت مضحک

:|

۶۲۰ – استعفا

روزانه نظر

آنلاینهاش نمی‌تونند درک کنند دیگه به آفلاینها چی دارم بگم آخه

نوشتم «متأسفانه به علت پاره‌ای از مشکلات شخصی…»

ولی کیه که نتونه اعتیاد خانمان‌سوز رو تشخیص بده

حتی اگر معتاد مشابهی در عالم وجود نباشه

حتی اگر نتونه درک کنه که یعنی چی

کور که نیست می‌بینه یعنی چی

ولی نمی‌فهمه یعنی چی

چی، یعنی چی؟

یعنی خبر

خبر!

۵۹۶ – نوروز ۱۳۹۰

روزانه ۵ نظر

این اولین باری نیست که تنهایی سال کهنه  رو تحویل می‌دم و یک نوش رو تحویل می‌گیرم.

در واقع آخرین باری که تنها نبودم یادم نمیاد ولی با پارسال دومین نوروزیه که ایران نیستم.

این سالهای آخر هم به جای توپ در کردن آغاز سال نو رو توییت می‌کنم.

قرارداد خونه‌ای که ماه پیش اجاره کرده بودم رو فسخ کردم.

وسایلی که خریده بودم رو هم استفاده نکرده بردم پس دادم.

به جاشون این رو خریدم با دفترچه راهنماش:

Designed by NattyWP Wordpress Themes.
Images by desEXign.