اسفند ۱۳
این چند روز فقط چند ساعت در شبانهروز رو در این خونه خالی سپری کردم چون اینترنت نداشتم.
در واقع برای وصل شدن به اینترنت مجبور بودم لپتاپ رو به سقف رختکن حموم که منتهیالیه خونه میشه بچسبونم تا بتونم سیگنال ضعیفی از همسایه بگیرم و کابل بکشم تا مانیتور اکسترنالی که روی زمین بود ولی باز هم انقدر قطع و وصل میشد که ترجیح میدادم برم از اینترنت جای دیگری استفاده کنم.
از امروز ولی مهترین نیاز زندگیم برطرف شد:

بود و نبود بقیه مایحتاج تأثیر زیادی در کیفیت زندگی من نداره چون مواقعی که آنلاین نیستم یعنی تنفربرانگیزترین پدیده عالم باعث شده سرم برای چند ساعت بره روی کیبورد.
امید دارم انقدر زنده بمونم که ببینم انسان راه دیگری به جز خوابیدن برای شارژ شدن و آپلود شدن به جای دفن شدن پیدا کرده!
اسفند ۰۷

بعد از ۲۰۰ روز لطف رفقا اولین خونه را اجاره کردم.
هنوز اینترنت ندارم.
آذر ۲۴
مدتیه که نمیتونم همه شرایطم رو به محیط تحمیل کنم یا در واقع شرایطی که محیط به من تحمیل میکنه از حد حفظ آرامش گذشته.
برای همین زندگی بسیار سختتر از همه دوران قبلش شده.
ظاهر زندگی البته بسیار از خوب عالیتره مشکل اینجاست که به مو بنده.
ترجیح میدادم وضعیت عالی نباشه و مثل همیشه فقط خوب باشه ولی از پایداریش اطمینان داشته باشم.
همیشه پلن C و D و… هم آماده بود که از بدترین حالت ممکنهای که میتونست پیش بیاد غافلگیر نشم ولی الآن که احتمال تغییر در شرایط بسیار بسیار بالاست و بدترین حالت ممکن هم خیلی بدتر از چیزیه که آمادگی مواجه شدن باهاش رو داشته باشم حتی پلن B هم ندارم و این باعث سلب آرامش شده.
از وضعیت یکنواخت و بیاحساس همیشگیم به چنان حساسیتی رسیدم که هر نشانه کوچکی میتونه شادم کنه و به همون نسبت هرچیز بیاهمیتی اعصابم رو میریزه بهم.
یا وضعیتی که نمیشه بقیه رو از جزئیاتش با خبر کرد از بین میره یا…
آذر ۱۰
بالاخره شست پام کار دستم داد.
این چند روز اخیر دوباره دردش شروع شد ولی برخلاف معمول ول نکرد. اوج دردش دیشب در هواپیما بود که داشتم از لسآنجلس برمیگشتم دیسی. چنان درد شدیدی داشتم که با همه تلاشم برای خودداری چشمهام خیس میشد و چندباری هم با دهان بسته فریاد زدم. به محض اینکه هواپیما نشست با ویلچر بردنم بیمارستان تا با مسکن آروم بگیرم:

بیماران مبتلا به نقرس عموما دچار حملههای شدید همراه با درد میشوند که اصولا در مناطق حساس دست و پا و اکثرا مفصلها پدید میآید، حملههای نقرسی بسیار شدید و دردناک است! معمولا درد در ناحیه شصت پا شروع میشود و به نحوی دردناک است که از خواب بیدارتان میکند. البته درمان این بیماری سادهاست و با تجویز داروهایی مانند کولشی سین به سرعت درد مرتفع میشود. نقرس بیماری است که خود را با افزایش اسیداوریک خون، التهاب دردناک مفاصل ، رسوب کریستالهای اورات سدیم و سنگهای کلیوی اسیداوریکی نشان میدهد.
ویکیپدیا

منبع تصویر
نقرس یکی از دردناک ترین بیماریهای التهاب مفصلی است . این بیماری زمانی رخ می دهد که میزان اسید اوریک خون بسیار زیاد شده و در بدن رسوب می کند. زمانیکه اسیداوریک خون بسیار زیاد می شود، در مفاصل و بخصوص در مفصل انگشت شست پا بصورت کریستالهای تیزی رسوب می کند که رسوبات بصورت توده ای در زیر پوست بنظر می رسند. بعلاوه افزایش اسید اوریک شانس تشکیل سنگهای کلیوی اسیداوریکی را نیز افزایش می دهد.
در بسیاری از موارد اولین حمله بیماری در شست پا رخ می دهد. حمله به گونه ای است که نمی گذارد فرد بخوابد و انگشت بسیار دردناک ، متورم ، گرم و قرمز می شود. این بیماری منجر به بروز درد، تورم ، قرمزی ، گرما و سفتی مفاصل می شود. علاوه بر انگشت شست پا این بیماری مفاصل دیگر نظیر مچ پا ، پاشنه ، زانو ، مچ دست ، انگشتان و آرنج را نیز درگیر می کند.
حمله نقرسی می تواند تحت تأثیر عواملی نظیر استرسهای روانی، الکل و داروها یا بیماریهای دیگر تشدید شود. حملات اولیه معمولاً حتی بدون درمان در طی ۳ تا ۱۰ روز بهبود می یابند. حملات بعدی نیز ممکن است تا ماهها یا سالها تکرار نشود.
آفتاب
مجهز شدم به عصا و دمپایی مخصوص پاهای حجیم شده که برای سر زدن به جاهای واجب ازشون استفاده کنم. متأسفانه این گجتها به اینترنت وصل نمیشن:

خوردن قرمزیجات ممنوعیتی بود که رعایت نمیشد ننشستن زیاد هم بهش اضافه شد. فعلا که خوابیدم ولی بعدش که راه افتادم نمیدونم چطوری باید به زندگیم ادامه بدم اگر قرار باشه ننشینم پشت کامپیوتر.
این دستگاه اندازهگیری فشار خون رو هم هفته پیش در یک فروشگاه آزمایش کرده بودم و جوابهاش با توجه به معیارهایی که زیرش نوشته شده انقدر غیرمعقول بود که جای مراجعه به پزشک بهش خندیده بودم.

آذر ۰۹
دارم از لسآنجلس برمیگردم به واشنگتن دیسی
پرواز طولانی است با توقف در میان راه ولی به لطف «گوگل کروم» دسترسی به اینترنت دارم.
آخرین نظرات